DVMM-251: وقتی که من تثلیث شدم، من یک معلم خانه بودم که به یک مانکن برای تمرین پرستاری تبدیل شدم، احاطه شده توسط دانش آموزان، در تمام جهات سرزنش می شدم، در عذاب از بین می رفتم، و نمی توانستم در حمام حرکت کنم، اما هر روز خوشحال بودم.
When I was reincarnated, I was a homeroom teacher who became a mannequin for nursing practice, surrounded by students, blamed in all directions, fainted in agony, and couldn't move in the harem, but I was happy every day.