پدر شوهرم در حمام سقوط کرد، بنابراین من به خانه پدر و مادرم عجله. خوشبختانه، پدر زنم راحت شد که جدی نیست، اما تصمیم گرفتم در خانه پدر و مادرم بمانم چون فردا یک روز مرخصی داشتم. و من اونو ديدم به محض اینکه در توالت رو باز کردم برادر شوهرم چشمم رو گرفت