سه سال پس از ازدواج، مادر شوهر میو درگذشت و پدر زنش تصمیم گرفت با او در خانه پدر و مادرش که در آن او به تنهایی زندگی می کردند زندگی می کنند. یک روز، معلوم شد که شوهرش در واقع مقدار زیادی پول بدهکار است، و پدر زنش، که آن را به عهده گرفت، به تدریج خواستار اعمال جنسی در میو شد. -اون جايي براي رفتن نداره و نمي تونه پدر زنش رو رد کنه و اين عمل به تدبير بالا مي بره و وقتی پدر زنم فهمید که شوهرش برای چند روز در یک سفر کاری بر نمی گردد، بالاخره برنامه ای برای سقوط میو به لذت با آموزش اسارت در مقیاس بزرگ برنامه ریزی کرد.