همراه من در یک سفر تجاری در واقع دوست پسر سابق من است. - من از اینکه به خودم افتخار می کنم و خود را پنهان می کنم، و عادت های زنانه ام بد و صادقانه بدترین است، اذیت می کنم. اما من فشار قوی و یک لیبیدو قوی ... من انتظار نداشتم برای به اشتراک گذاشتن یک اتاق با چنین پسر... - جسدی که توسط دوست پسر سابق یاریچین که شیشه لذت یک زن را سرکوب کرده بود، بر روی یک افرودی سیاک گذاشته می شود. من احمق بودم که نگهبانم رو نااميد کردم - حواس پنج غیر طبیعی تیز, و با شکوه Kimeseku می ترکد آب از سوراخ با ده ها بار لذت معمول! من بايد بيشتر از همه از اين در دنيا متنفرم - من همه چیز را در مورد دوست پسر و کار من را فراموش کرده ام، و من به سنجاب سقوط ...