ساتمی که به دلیل زندگی با پدر شوهرش (پدر زن) جان شب خود را از دست داده بود، نا امید شد، با رئیس پاره وقت خود رابطه داشت. - این است که توسط پدر زن خود را در بر داشت و او عصبانی است و برای بدن او خواسته. - اگر چه او خودداری کرد، او در رحمت نخست و واژن یک زن به دلیل مراقبت های مجبور او بود. از آن روز به بعد، پدر زنم که یک لیبیدو نا برابر دارد، به همان اندازه که دختر شوهرش، ساتمی را دوست دارد، که سینه های بزرگ و بدن چله دارد، بدون در نظر گرفتن جایی که به نظر می رسد، این کار را می کند.