انها قبلا زوج خوبی بودند، اما شوهرش به دلیل بیماری بستری بود و انها بیش از یک سال نتوانسته بودند به عنوان یک زوج زندگی کنند. یک روز، "ساکورا"، که مشغول مراقبت از شوهرش و پایان دادن به ملاقات بود، مرتکب سرقت از قلبش می شود. کارمندی که شاهد این عمل بود و مرا صدا زد، یک اشنای قدیمی بود. مردی که از وضعیت فعلی ساکورا» مطلع شد، او را سرزنش نکرد، اما تمام تلاش خود را کرد تا تا حد ممکن کمک کند. با این حال، چنین زمانی طولانی نبود و مرد به دنبال بدن "ساکورا" بود و زن عاشق شد که یک مرد می خواست. بررسی شماره 250630.