او برای یک شرکت بیمه کار می کند و با برادر کوچکترش زندگی می کند که تمایل به بیماری دارد. یک روز، یک اشتباه در محل کار باعث اسیب به پیمانکار مدیریت اجاره می شود. من نمی خواهم شرکت از سهل انگاری من مطلع شود، اما من پیشنهاد می کنم که از وسایل شخصی خود به یک پیمانکار مرد که در صندلی چرخدار زندگی می کند، مراقبت کنم. این مرد از ضعف مای استفاده می کند و خواستار کمک در پردازش جنسی می شود و می گوید: "این نیز یک شغل است." در ابتدا، من ان را دوست نداشتم، اما همانطور که من همچنان به انجام اعمال شرم اور و مقاربت جنسی واژن ادامه دادم، لذت بردن از دستور دادن را احساس کردم و به یک برده جنسی مطیع افتادم.