با توجه به وضعیت اجتماعی اخیر، شرکتی که پدرم در ان کار می کند به یک کار کار از خانه تبدیل شده است. اما پدرم نگرانیهایی دارد. این یک رابطه با یک دختر است، یک پیله، که برای رفتن به مدرسه اشفته بود. خیلی وقت بود که حتی باهاش حرف نزده بودم تا به حال، زمانی که پدرم دیر از محل کار به خانه می امد، پیله دیگر از اتاقش بیرون نمی امد. با این حال، در این فرصت ظهر برای هر دو انها، رابطه والدین و فرزند که در حال تسلیم شدن بود، به یک وضعیت غیر منتظره Eloy تبدیل شد.