بعد از اینکه شوهرش قبل از او بود، مادرش، شوری، دخترش را به تنهایی بزرگ کرد. دخترش که با شکوه بزرگ شده بود، ازدواج کرد، اما با شوری زندگی میکرد. یک روز که من یک زندگی عادی اما شاد داشتم. او به فعالیت های شبانه دخترش و همسرش نگاه می کند و شوکه می شود. - داماد به تصویب رسید، که دارای یک شخصیت ملایم و جدی، ساخت دخترش ماهی مرکب با کمر شدید مانند یک جانور وحشی. با دیدن ظاهر، [خاطره یک مرد نیزه شات واژن به دلیل اعتیاد جنسی] احیا شد و میل جنسی من غیر قابل کنترل شد.