من همیشه به قدرت فیزیکی ام اعتماد داشتم، بنابراین در یک شرکت پیک کار کردم. حمل بارهای سنگین سخت اما پاداش است. هر روز انجام شد، و یک روز من توسط یک زن زیبا با سینه های بزرگ در مقصد تحویل اغوا شد. نوک سینه هاش از بالای لباسای عرق کرده ش گرفته شده و ناخواسته نعوظ میکنه - من حتی اگر من در محل کار بود، و من حتی شات واژن، و از ان روز به بعد، من تا به حال به یک زن بدون کار.