خواهرم بود که اعتراف کرد. باید یه جور حواس پرتی باشه... فکر میکردم، اما شبها خواهرم به رختخواب میامد. من می توانستم ان را متوقف کنم، اما هنگامی که ان را ارام کردم، ارام می شد ... فکر کردن به این اشتباه بود. یک فرد، سینه های فوق العاده بزرگ و احساس دوست داشتن به سمت خود هدایت می شود. - قرار بود فقط ارامش بخش باشد، اما من نمی توانستم هیجانی را که در من افزایش یافته بود سرکوب کنم ... - رابطه ای که به دنبال یکدیگر است اگر شانس در یک روز دیگر وجود داشته باشد، دو نفر که به تدریج شدیدتر می شوند. - دو نفر که نمی توانستند بیهوشی خود را سرکوب کنند و می ترسیدند که انها را پیدا کنند وعده داده شده است، "تنها زمانی که من رابطه جنسی دارم در یک روز بارانی است که صدا غرق می شود ..." اصلی: JACK-POT اقتباس زنده از یک کار عاشقانه خالص کشیده شده توسط ژورا!