یک روز، من در نگاه اول عاشق فرشته ای شدم که به خانه همسایه نقل مکان کرد ... "همسرم ماه اینده دو روز از خانه دور خواهد بود ..." بدون رابطه جنسی، بدون استمناء ... من ان را با هم قرار می دهم ..." - تحمل روزهای عذاب، در روزی که همسرم خانه را ترک می کند، من بلافاصله یک جلسه مخفی کوتاه مدت با هر دو انها به عنوان نشانه ای از اینکه همسرم بیرون رفت ... فرشته نیز در استانه صبر است و او با اب عشق ذوب شده است ... درج برای اولین بار ... یک جریان الکتریکی از بدن عبور می کند. از انجا، ما به دنبال یکدیگر به شدت که من حتی نمی دانم چند بار من در حال حاضر acme ... دو روز که همپوشانی زیادی داشت که مرزهای بدن ناپدید شد.