ما دو سال است که ازدواج کرده ایم. من یک زندگی معمولی اما شاد داشتم ... راست... تا زمانی که او در مقابل من ظاهر شد... میو که برای اولین بار پس از 17 سال به هم پیوست، مادر مجرد شد. میو اولین شخص من است. "نائوتو... چقدر از ان زمان به بعد یکدیگر را شهوت انگیزتر کرده اند ... نمیخوای بدونی؟» به من چنین چیزی گفته شد ... چه باید بکنم وقتی الکل می نوشم، می خواهم داخل شوم» گیج شده ام. از زمانی که من یک مادر مجرد شدم، علاقه ام به عاشقانه را از دست دادم، فقط در روابطی که از رابطه جنسی لذت می برم. فکر نمیکنی اگه دستگیر نشوی تقلب نمیکنی؟» میو، که با چشمان مرطوب نزدیک می شود، بسیار بیش از 17 سال پیش است ... این بود ...