ازوسا ازدواج کرد و یک زن خانه دار تمام وقت شد. این یک زندگی غیر ناخوشایند است، اما هر روز یکنواخت و بی نظیر است. به طور خاص، او از فعالیت های زن و شوهر ناراضی است و شوهرش بلافاصله در یک زمان به دلیل انزال زودرس به خواب می رود. در ان زمان، من خودم را با یک ویبراتور ارام می کردم. وقتی راضی نیستم، در سفر کاری شوهرم به یک بار می روم و ان را معکوس می کنم. من شروع به ملاقات با ویک کردم، یک مرد سیاه پوست که در انجا ملاقات کردم، و من میل جنسی خود را از بین می برم. یک روز ویک متوجه شد که ازوسا ازدواج کرده است. - "زنان همیشه اینگونه هستند!" - یک چکش انتقام بر روی زنی که با بی گناهی سیاه پوستان بازی می کند ، سقوط می کند ...